چه زیبا می شود چشمت چو در گیر نظر باشد
و یا حتی به قول دوستم : از عشق تر باشد
چه عصیانگر نگاهم كرده ای <امشب . به آرامی...
به چشمانت بگو: فردا كمی آرامتر باشد
به خاكستر چه می پوشی شرار ِ عشق ورزی را
و كافر پیشه ای چون تو چرا چادر بسر باشد ؟!
لطیفه در كلاس درس میگویی و می گویم :
به خوان عشق میزیبد نمكدان پر شكر باشد
مراعات النظیر كاغذ و طبع و قلم كردم
شب و شیدایی ِ شاعر . شبی آشوبگر باشد
شبی كز شور در گرمای تابستان به رقص آیی
الهی خانه ام خالی و مادر در سفر باشد
غزال مست را تنها مگر دام غزل گیرد
به شرط آنكه صیادش چو من صاحب هنر باشد
چو این شعر تر ِ شیرین سرودم ...با خودم گفتم:
كه شاید بر دل سنگ تو شعرم را اثر باشد
بيست و ششم برج دي هشتاد و هفت
ج.ف.هبوط
نوش جان هرکه شد
|
+| نوشته شده توسط
ج.ف.هبوط در یکشنبه ششم بهمن 1387
|