تبليغاتX
ج.ف.هبوط - جواب دفتر ...
شعر و نقد آن
 جواب دفتر ...

 

  دل سوی ِ سازم می کشد ، دفتر جوابش می کند  


  شعرِ ترم می لغزد و  در پیچ و تابش می کند    




      سينه ، سه تارم  می شود،مضراب ِ حسرت می    خورد   


لالای ِ مادر می زنم ، آرام  خوابش می کند


 نبض ِ قلم می لرزد و کاغذ تمنا می کند


میل نوشتن می رسد ، پر التهابش می کند




 

  وین دختران ِ واژه را  بی پرده عریان می کند

 

مصراع تا مصراع را ، بند ِ سرابش می کند





در کوچه هاي   شعر   نو   ،   يا   در    ده   و   فصل   درو! 


فرقي  ندارد، هرکجا،  هر کس ،  عذابش می کند



پا بر زمین تا می نهد ، تنبیه ِ خاکش می دهد   


  نون والقلم  می خواند و رجم ِ شهابش  مي کند




ِ مرگ ِ عاطفه ، شب های نیمه خورده را در روز


بدنام ِ عصمت می برد ...، نام ِّ حجابش می کند     




 قلبم   گواهي مي  دهد  ف آدينه  عصيان  مي کند  



وین هفته های ِ تشنه را ، غرق ِ گلابش می کند

 


  این قوم ِ خواب آلوده را رچند خواب  آلوده  کرد ...


آخر کسی می آید و تعبیر ِ خوابش می کند




سهم  من   از   اين  زندگي  ، خود  قطعه شعري بود و بس



 گر ماند ز من ،  آینده  نابش می کند وان هم ا




ج.ف.هبوط      

  هفده  برج مرداد هشتاد و شش

 

|+| نوشته شده توسط ج.ف.هبوط در شنبه نهم شهریور 1387  |
 
 
بالا