ای
سپیدار بلند قد
برافراشته ای
و
چه مردانه خموشی
چه
سکوتی به بلندای تو است
به
کجا می
نگری ؟
هم ،
ندانست تبر، که چراسرد
و خموش
به
زمین نیم نگاهی
نکنی
که من
از روی زمین با تو سخن
می گویم
وه
چه آ لوده و زشت است زمین
و
چه سودای
دروغیست به اندیشه ِ
خلق
شوق
پروز ز این تیره ،
سیه چال ، از
این شهر ِ کثیف
و رسیدن
به بلندای
نگاه تو ،
به جانم زده
است
ای
سپیدار ِ بلند :
به
کجا می نگری؟
ج.ف.هبوط
هفتاد و دو
هفتاد و سه
|
+| نوشته شده توسط
ج.ف.هبوط در پنجشنبه هفتم شهریور 1387
|